ب اشد که ن باشد خبری از بودنم
برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
خدایا ترو خدا مارو ازشر این مریضی بلای که گرفتارش شدیم نجات بده خدایااااا
برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان


برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان


برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان


برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان

شانس و بد شانسی عین همدیگه
هستن
دقیقا وقتی بهشون نیاز نداری میان
سراغت

برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو
می افتم...
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره...
هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره...
برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
آنچنان سوزانم!
که نگاهم هر احساسی را به آتش می کشد!
آنچنان محزون ، آنچنان غمگین
که صدایم بغض سنگ را می شکند

برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان

برایم از بازار یک بغض خوب بخر
این بغضی که من دارم هر روز می شکند
برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
کاش می شد نوشت
تمام حرف هایی را که بغض شدند
ولی بر گونه جاری نشدند
کاش می شد

برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
ناگهان دل دادزد دیوانه من مبینمش![]()

برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان


برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
من چندقدم رفتم وبرگشتم ودیدم..
دربسته شد آنگونه که انگار دری نیست..!!

برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
چه می دانستیم آرزوهایمان قد می کشند و دستمان به خواستن هایمان نمی رسد.
چه می دانستیم دردها نشانی مان را بلدند و می آیند و می چسبند و سمج تر از آنند که رهایمان کنند.
چه می دانستیم همه جا را مرد
برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان
خاطراتی که آدماش رفتن
و دیگه نیستن غم انگیزه....
ولی "خاطره هایی که آدماش هستن
و دیگه مثل قبل نیستن
از اونم غم انگیزتره"!!!

برچسب:
نویسنده: هلیا حیدریان